سلام
به دهكده جك وبلاگ مرتضي خوش آمديد
به تركه ميگن ساندويچ خوردي ميگه آره آخرش مزه كاغذ ميده
روباه ميره زير درخت به كلاغ ميگه به به عجب سري چه دمي چه پاي كلاغ ميگه زر نزن من خودم دوم دبستانم.
يك روز يك تركه ماشينش پنچر ميشه شروع مي كنه به فوت كردن از تو اگزوز . لره رد ميشه ميگه همين كارا رو كردين كه بهتون ميگن ترك ديگه مگه نمي بيني پنجره پايينه
يك لر بعد از 10 دقيقه از باجه تلفن بيرون مياد يه نفر ازش ميپرسه سالم بود ميگه آره فقط آفتابه نداشت
از بس بزرگه از زير شلوارم معلومه نميدونم كجا جاش بدم هر وقت ميخوام ازش استفاده كنم روم نميشه درش بيارم عجب كوفتيه اين نوكيا3310
لره ميره دستشوئي عمومي طول اش ميده وقتي بيرون ميآيد بهش ميگن خسته نباشي لره ميگه شيرين كام باشي
يه روز يه صندوق صدقات قرص اكس مي خوره وام مسكن ميده
يك روز يك هزار پا به خواستگاري يك مورچه ميره مورچه قبول نمي كنه ميگن براچي مي گه كي حوصله داره هر روز هزار تا جوراب بشوره
يه تركه قدش كوتاه بود دهنش بو پا مي داد
يه تركي كيسه سيمان گذاشته بود پشت گردنش ميبرد ازش ميپرسن چرا با گاري نمي بري؟؟ ميگه: دفعه قبل كه با گاري بردم تايرش گردنمو اذيت ميكرد
يك روز 1 تركه سرش را بدون آن كه آب بزند شامپو ميزند . ازش ميپرسند چرا بدون آب سرت را شامپو زدي ميگه آخه روي شامپو نوشته براي موهاي خشك .
شعار تنظيم خانواده در رشت مامان يه بابا بسه
يه معتادبه دوستش ميگه:شالي چندبارميري دشتشويي؟معتادميگه:يدونه بهار_ يدونه تابشتون_ يدونه پاييژ_يدونه ژمشتون اون يكي معتادميگه:باباپش بگواشهال داري ديگه.
به تركه ميگن چرا معتاد شدي ميگه ما با رفيقامون قرار گذاشتيم تعطيلات تفريحي بكشيم بعد خورد به عيد و ما يه 2 هفته اي تعطيل شديم
ته تغاری
ياد از آن روزي كه بودم اولي ناز و طنازو عزيز و فلفلي
شاه خانه بودم و با داد و دود هر چه مي خواستم آماده بود
واي از آن روزي كه آمد دومي نق نقو و بد ادا و قم قمي
من وزير گشتم و افتادم ز جاه دومي به جاي من گرديد شاه
تا به خود آيم و خودداري كنم سومي آمد و او شد خواهرم
دختري زيبا و خوشرو مثل ماه من و داداشم كشيديم سوز و آه
جاي سبزي و نشاط و خرمي سر رسيد از گرد راه ، چهارمي
ديگر آن خانه برايم تنگ شد سبزي و گل در نگاهم سنگ شد
داشتم مي كردم عادت ، ناگهان پنجمي هم پا نهاد بر اين جهان
بهر سوزش پنج تن كافي نبود ششمي هيزم شد و ما مثل دود
ناصر و منصور و شهناز و شهين احمد و فرهاد ، هفتم شد مهين
خانه مان گرديد درهم برهمي سه قلو هشتمي و نهمي و دهمي
اي امان و اي امان و اي امان اي امان از دست بابا و مامان
مادرم شد بار ديگر حامله اين كه آيد تيم فوتبال كامله
ناصر و منصور و شهناز و شهين احمد و فرهاد و عباس و مهين
عليمردانِ گل و معصومه جان آخري هم مي شود دروازه بان
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يه روز توي يك عروسي فاميل داماد از داماد تعريف مي كنند .فاميل هاي عروس از روي حسادت براي تعريف از عروس ميگن گوني گوني پشكل معصومه چه خوشگل.
از يه رشتيه ميپرسن از زنت ميترسي ميگه من... من ..... من...... من.... بابا مثل سگ
تركه ميره حمام با خودش خودكار ميبره ميگن خودكار براي چيه؟ ميگه ميخوام هر جا مو ميشورم علامت بزنم يادم نره
قانون 10 نيوتن : وقتي ميري دستشويي منتظر جاذبه نباش يه كمي هم به خودت فشار بيار
يه روز يه قزويني زنگ خونشو پايين در نصب مي كنه يه تابلو مي زنه:لعنت به هر كس كه با پا زنگ بزنه
شباهت عرب با زير شلواري چيه؟با هر دوشون بري بازار آبروت ميره
تركه ميره پارتي فرداش دوستش ميگه ديشب خوش گذشت؟ميگه آره خيلي باحال بود من را هم خيلي تحويل گرفتن اسم يه گل هم روم گذاشته بودن هي مي گفتن اسگل بايد برقصه اسگل بايد برقصه.
يه روز دوتا ترك سوار يه تاكسي ميشن تاكسيه پژو بوده بعد يكي از تركا به راننده ميگه آقاي راننده يه نوار بزار حال كنيم راننده ميگه خودت يكي از تو داشبورت انتخاب كن بزار تركه هم از تو داشبورت بين چند تا نوار يه نوار ويديو پيدا ميكنه هر چي سعي ميكنه بزاره تو ضبط نميتونه بزاره اون رفيقش مي زنه تو سرش ميگه اي گيج اين نوار مال تريليه نه پژو
يه بار به يه معتاده ميگن : شما با ورزشكارا چه فرقي داريد ميگد :اوناتكنيكي كار مي كنند ما پيك نيكي
يه روز يه بچه شب كريسمس دعامي كنه بابا نويل برام يك برادر بفرست بابانويل پيغام مي فرسته مامانت رو بفرست .
مي دوني رشتي ها به دماغ چي مي گن؟ در هر صورت.
مي دوني رشتي ها به چاقو چي مي گن؟ تو دل برو
تركي توي خيابون راه ميرفته تركه مي بينه يك خر پشت سرش راه مياد.تركه به خر ميگه تو كي هستي ...خر ميگه!ها من وجدانت بيدم
در تمام طول زندگي آرزو داشتم يه نفر منو بغل كنه.(خاطرات يك جوجه تيغي )
اولي: چند روزه اعصابم به هم ريخته دومي : براي چي؟اولي : آخه مي خوام بدونم پدر پسر شجاع قبل از اينكه پسر شجاع به دنيا بياد اسمش چي بود؟
تركه ميره ماه عسل برميگرده زنش بهش ميگه چرا منو نبردي ميگه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم
يه لره با موبايل ايميل ميده با كامپيوتر اس ام اس
از رشتيه ميپرسن روي هم رفته چند بچه دارين؟ ميگه برارجان روي هم نرفته 3تا بچه داريم.
از مردي پرسيدند چه رنگي را دوست داري ؟ گفت((كمرنگ))
به يه عربي بمب ميدن ميگن بزار يه جاي شلوغ؟عربه مي بره مي زاره تو عروسي پسر عموش!
يه روز به يه نفر ميگن 2ضربدر2 ميشه چند تا ميگه 4 تا بهش جايزه 4تا گردو ميدن دوباره ازش ميپرسن 3ضربدر 3ميشه چند تا ميگه يك كيسه
به يه نفر ميگن زندگي مثل چيه ؟ ميگه دايره زندگي مثل مستطيل سه ضلع داره عشق و محبت
يه بار يه مورچه اي داشته يه برنج با خودش ميبرده دوستش بهش ميگه از كجابرنج آوردي ميگه ""حميد""
تركه به دوست دخترش ميگه اچ اي وي گرفتم دوست دخترش ميگه جدي ميگي جي ال ايكستو فروختي
يه روز يه فارسه خودشو تو آينه مي بينه با خودش ميگه اين چقدر آشناست؟ بعد از يه ساعت فكر كردن ميگه آهان اين همون بدر سگيه كه امروز تو آرايشگاه يه ساعت زل زده بود به من.
رشتيه غيرتي ميشه بعد به زنش مي گه كجا داري مي ري زنه ميگه دستشوئي رشتيه مي گه تو بشين من خودم مي رم
به اصفهانيه مي گن باموز جمله بساز مي گه كه صبح دادم سرويس ها رو موزاييك كردن
ميدانيد رشتيها به آفتابه چي ميگن ؟منشور
اگه گفتي تركا به آسانسور چي ميگن؟ تاكسي ديواري
كرده از ساختمان 20 طبقه ميفته هيچيش نمي شه ؟ چون شلوار كردي داشته
يك بار تركي با يك فارس دعوا مي كنه مي زنه فارسه و خرش را داغون مي كنه قاضي ميگه فارسه را زدي خر چكار كرده بود ترك ميگه خواستم بين خودي و غير خودي فرقي نباشه
از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه: كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!!!
تركه ميره حرم امام رضا، ميگه: امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!!!
تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!!!
يك روز يك تركه مي ره جهنم كه اتاقهاي جهنم رو بهش نشون بدن اولين اتاق كه رسيدن به يه خانوم يه سوزن مي زنن پرسيد چرا ؟ گفتند اين يكبار به شوهرش خيانت كرده .به اتاق دوم كه رسيدن ديد خانومشه ديد دوتا سورن بهش زدن گفت چرا؟گفتند اين چون دوبار به تو خيانت كرده تركه گفت مادرم بيچاره مي گفت اين دختر خوبي نيست نگيرش امامن باور نكردم. نگهبانه بهش گفت تو چي مي گي برو اتاق سوم مادرت رو ببين كه زير چرخه خياطيه .
يه پسر رشتي از باباش مي پرسه بابا چرا وقتي جوجه مي ميره لنگاش ميره بالا.....بابا يه كمي فكر مي كنه بعدش ميگه چون فرشته ها ميان پاهاشو ميگيرند كه ببرندش به آسمون ......فرداي همون روز پسره زنگ مي زنه سر كار باباش ميگه بابا بابا زود باش بيا خونه فرشته ها مامانو مي خوان ببرن آسمون اصغرآقا افتاده رو مامان نمي زاره
رشتي ها داشتن از بی معرفتي تهراني ها تعريف مي کردن يکي شون مي گه : نه بابا تهروني ها اتفاقا خيلي هم آدماي با معرفتي هستند. وقتي وارد شهر شون بشی به استقبالت مي آن و به خانه شان مي برند و شام و ناهار مي دن و فرداي آن روز به دوستاي ديگرشان معرفي مي کنند و..... يکي از دوستان حرفش را قطع مي کنه ومي گه : خالي نبند بابا، تو که تا حالا تهرون نرفتي ! رشتي يه مي گه : درسته قربان ولي همشيره ام که تهرون رفته !!!
یک نفر پول نداشت بره حموم کپسول چرک خشک کن می خوره .
یک دفعه به یه آبادانی می گن با مخابرات جمله بساز ابادانی گفت مخا برات برقصم
- تركه خودشو دار ميزنه، بعلت ضربه مغزي ميميره! ميان ميبينند با كِش خودشو دار زده!
يه روز يه مارمولك ميره مشهد بهش ميگن مش مولك
تركه عينك آفتابي ميزنه بچه اش مياد تو اتاق بهش ميگه كجا بودي تا اين وقت شب؟
به ترکه مي گن حالا که بازنشست شدي روزها چکار مي کني؟ ترکه مي گه : همه اش در حال بپر بپرم! دوستش مي گه چطور ي؟ ترکه مي گه : از شب تا شب خانم مي گه نون تموم شده بپر دو تا نون بگير... بپر دو تا شير بگير ....بپر ..
.
ترکه يه زن ... را بلند مي کنه. در همين موقع کميته از راه مي رسه واز ترکه مي پرسه: اين خانم با شما چه نسبتي دارند؟ ترکه با قيافه حق به جانبی مي گه: هيچي دوستيم.کميته اي به او مي گه : بپر بالا. آبجي شمام برو بالا. ترکه مي گه : ايشون آبجيته؟.جنده است ها !!!
زن ترکه براي چکاپ مي ره پيش دکتر و دکتر مي گه : پشت پاراوان لباستون را در بياوريد... چند دقيقه بعد وقتي دکتر براي معاينه پشت پاراوان ميره مي بينه که هنوز طرف لباسش را در نياورده. دکتر ميگه : چرا لباست را درنياوردي ؟ ترکه با حيا و شرم مي گه : اول شما لباستون را در بيارين!!!
يك ترك و يك لر ميرند باغ وحش: تركه يه كركدن مي بنه به لره ميگه: ببينم اين بزه شهريه؟ لره يه بادي به سينش ميندازه وميگه نه برورم. اين يه مرغه عشقه......
مردي به خواستگاري زني مي رود. زن به او مي گويد: من 5 بار شوهر کردم ولي هنوز باکره ام. مرد ميگه : آخه چطور ممکنه؟ زن مي گه : شوهر اولم معتاد بود تا مي اومد کاري کنه خوابش مي برد .دومين شوهرم قزويني بود که فقط از عقب استفاده مي کرد. سومين شوهرم رشتي بود هر بار که مي خواست کاري کنه پشيمون مي شد و مي گفت : آخه آدم به ناموس خودش تچاوز مي کنه ؟ چهارمين شوهرم اصفهاني بود هر بار که مي خواست کاري کنه پشيمون مي شد و مي گفت : حيف اس . شوهر پنجمم هم جزو جناح آقاي خاتمي بود همه اش مي گفت : بيا گفتمان کنيم.!!!
يه روز به تركه ميگن 3تااسم بگو كه توش الله داشته باشه ميگه روح الله عين الله سيندرلا
به ترکه مي گن با (انجير و زنجير) جمله بساز. ترکه مي گه : اگه شانس بياري زن جيرت مي اد.اگه شانس نياري ان جيرت مي آد!!!
يه روزي يه تركه ميخواد ببينه هندوانه اش قرمزه يا نه فاز متر ميزنه توش .
عکس دايناسوري را به ترکه نشان دادند و ازش پرسيدند: در زبان ترکي شما به اين حيوان چي مي گين؟ ترکه گفت : آقا ما غلط کنيم به اين چيزي بگيم!!!
پسر رشتي با خاله اش از خياباني مي گذشتن در همان لحظه خري را ديدند که ...را راست کرده . پسر گفت : خاله جان...خاله جان اين چيه؟ خاله براي اينکه حواس پسر را پرت کنه گفت: نگاش نکن اين هيچي نيست. فرداي آن روز پسر با پدرش از همان راه رد مي شدند که دوباره همان خره را مي بينن که ...راست کرده . پسر از پدرش مي پرسه: بابا جان ديروز از خاله پرسيدم اين چيه ، خاله گفت : اين هيچي نيست. پدر با تواضع سري تکان مي ده و ميگه : اختيار داري بابا جان . اين واسه ي خاله ات هيچي نيست ولي از سر جد و آباد ما هم زياد تره!!!
يه روز پدرومادر يه بچه دايناسوره ميرن بيرون خونه خالي ميشه بچه دايناسوره ميره دنبال دوست دخترش هرچقدر بهش ميگه بيا بريم خونمون دختره نميره آخرسر عصباني ميشه ميگه همين كارا رو كرديد كه نسلمون منقرض شد.
مرده ي مسيحي پيش قبر کن مي ره و مي گه: بابام بي زحمت جاي قبر ما راعوض کن.قبر کن مي گه : چرا ؟ مرده ي مسيحي مي گه : واسه اينکه اين ترکه هر روز ما را کله سحر بيدار مي کنه و مي گن : بي زحمت شما که لباس تنت داري برو دو تا نون بربري بگير و بيا!!!
عده اي جهانگرد مشغول تماشاي آبشار نياگارا بودند که راهنماي جهانگردان با عصبانيت در بلند گو فرياد زد: اگه اين خانمها ساکت شوند شما بخوبي مي تونيد صداي اين آبشار عظيم را بشنويد!!!
در مراسم تشييع جنازه، ترکه از دوستش پرسيد: بنظر تو انسان در موقع تشييع جنازه بهتر است در عقب تابوت باشد يادر جلوي آن؟ دوستش گفت : جلو يا عقب فرقي نمي کنه فقط بايد سعي کني در داخل تابوت نباشی!!!
مردي به اتاق رئيس رفت و گفت: آقاي رئيس من براي ازدواج دو روز مرخصي مي خوام. رئيس گفت : شماکه يه هفته تعطيلي داشتين چرا ازدواج نکردين؟ مرد گفت : آخه نمي خواستم تعطيلاتم را خراب کنم !
بچه اي که سوار اتوبوس بود به مردي که بيماري گواتر داشت زل زل نگاه مي کرد.حوصله مرد سر رفت و به بچه گفت: اگه باز هم مرا نگاه کني ميخورمت ها! بچه گفت : اول اون يکي را که خوردي قورتش بده تا نوبت به من برسه
- مامان جون اون ميمون را ببين چقدر شبيه دايي مسعوده - اين چه حرفيه که مي زني ؟ به گوشش مي رسه و دلخور مي شه. - ولي مامان جون من که يواش گفتم . ميمونه نشنيد!!!!
روزی فردی پوست خر میپوشه بهش میگن چرا پوست خر پوشیدی میگه بگذاريد تو خودم باشم
موش اول000من با فنر تله موش وزنه برداري ميكنم 000موش دوم000 مزه عرق من مرگ موشه 000موش سوم موبايلش زنگ ميزنه ميگه الان اومدم رفيقاش ميگن كجا ميگه بروبچ يه گربه آوردن ترتيبشو بديم
مامور آمار درخونه زني را زد و پرسيد : خانم شما چند نفريد؟ زن مي گه :من و دو تا بچه ام سه نفر با شوهرم شيش نفر مي شيم! مامور آمار گفت : آخه چطور چنين چيزي ممکنه؟ زن گفت : آخه شوهر من منصور سه کله معروفه!!!
به ترکه مي گن با شمشير جمله بساز. ترکه مي گه : فدات شم شيرتو بخور!!!
به ترکه مي گن با مردان آنجلوس جمله بساز. ترکه ميگه : توالت مردان آن جلوس !!!
عربه مي بينه رو در يه مطبي زدن داخلي اطفال و غيره . ميره تو به دكتره ميگه آقاي دكتر ،غيره من درد ميكنه دكتره مي بينه يارو قصد حالگيري داره ،به عربه ميگه بخواب معاينت كنم . عربه رو معاينه مي كنه ميگه تو حامله اي . عربه شاكي ميشه ميگه آقاي دكتر مگه مرد هم حامله ميشه دكتر ميگه باور نداري برو طبقه بالا بپرس . عربه كه ميره بره طبقه بالا دكتره تا هفت طبقه زنگ ميزنه با همكاراش هماهنگ ميكنه . خلاصه عربه بعد از رفتن به هر هفت طبقه اعصابش خورد بوده كه جاسم مياد ميپرسه عبود چته . عربه هم كه حسابي كلافه بوده ميگه بابا تو بچگي يه دفعه داديم حالا گندش در اومده
عربه ميخواسته بره دوبي، موقع تفتيش تو فرودگاه دست مامور گمرگ ميخوره به كيرش. يارو اهل بخيه بوده فكر ميكنه عربه داره دلار خارج ميكنه، ميگه بگذار يوخده تيغش بزنيم. يك چشمك به عربه ميزنه، ميگه: حاج آقا، عرضه؟! عربه ميگه: نه ولك، طوله
عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور
يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه
عربه ميره توالت، تا مياد بشينه يهو يك آروغ اساسي ميزنه... پا ميشه، ميگه: باز برعكس نشستم
عربه ميره تو طويله، گاوش شروع ميكنه ميگه: مــا مــا مــا... عربه ميگه: ولك ما بيشتر
عربه دستاشو گذاشته بوده پشت گردنش، داشته ميشاشيده. ملت ميان ميپرسن: بابا اين چه وضع شاشيدنه؟! عربه ميگه: ولك دكتر گفته چيز سنگين بلند نكنم
آبادانيه ميخواسته يك رفيق جديدشو به باقي رفقا معرفي كنه، رو به رفقاش ميكنه، ميگه: بچهها... قاسم. بعد رو به قاسم ميكنه، ميگه: قاسم جان... بچهها
يه بچه عربه ، اول راهنمايي بوده ، ميره پيش معلمش ، ميگه اجازه بالغ يعني چي ؟ معلمه كه از اون بي حياها بوده ، در مياره ، ميگه اينو مي بيني ؟ وقتي مال تو هم اينقده شد بالغ ميشي چند روز بعد ، يكي از دوستاي پسره ، مياد پيشش ميگه جاسم ميدوني بالغ يعني چي ؟ اونم در مياره ، ميگه اينو مي بيني ، 10 سانت ديگه كه كوچيك شه ، بالغ ميشم
عربي داشته دوچرخه سواري مي كرده و دختري بهش ميگه من را هم تا سر خيابون ببر . خلاصه پياده كه ميشه , جاي دستت درد نكنه ميگه : كونت بسوزه من شورت پام نبود . عربه هم ميگه : دوچرخه من هم ميله وسط نداشت
آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر خايهمالي ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون كسچرخ ميزده، يهو آرنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاهه ... باز اين سيريش اومد
يه عربه ميره سينما يه فيلم سوپر ببينه از اون جاييكه فيلم سوپر توپ بوده كير عربه اينا ميره بالا آپاچي سينما عصباني ميشه ميگه هي كچل بشين!!!
رشتيه،تركه ، عربه ميرن لب دريا ميشينن و شومبولاشونو ميندازن تو آب تركه ميگه : چه آب خونكيه رشتيه ميگه : اووو چقدرم ماهي داره عربه ميگه : ها وولك كفِشم نفت خيزه
عربه سر يه چهار راه يكي از رفيقهاي قديميشو كه پليس راهنمايي بوده را مي بينه . پس از كلي صحبت كردن يارو پليسه به عربه ميگه قربون دستت من يه كاري دارم ميرم زود برميگردم تو جاي من وايستا هر ماشيني اومد نگهش دار و ازش گواهينامه بخواه اگه عكسش با خودش مطابقت داشت ولشون كن والا نگهشون دار . خلاصه دو سه نفر ميان عربه گواهيشونو ميگيره پس از مطابقت ردشون ميكنه . نفر آخر كه مياد عربه ميگه گواهي . يارو نگاش ميكنه هيچي نميگه . دوباره عربه ميگه ولك گفتم گواهي . يارو يه هزاري در مياره ميده به عربه . عربه يه نگاه به هزاري ميكنه و ميگه ببخشيد آقاي خميني نشناختمتون
يك روز يه رشتيه ميره ژاپن زنش براش پول مي فرسته
رشتيه عروسي ميكنه، شب اول با خانوم ميرن تو حجله. فردا رفقا ازش ميپرسن، خوب چطور بود؟ حال داد؟! ميگه: اَووو! نخير، كار يه شب و دو شب و يه نفر دو نفر نيست
زنگ خونه رشتيه رو ميزنن از پشت آيفون ميگه : كيه؟ طرف ميگه : منم رشتيه ميگه : كيرت به كون زنم طرف ميگه خاك بر سرت مگه تو غيرت نداري؟ رشتيه ميگه غيرتو ول كن قافيه رو بچسب
راستي ميدونين كه اصلا چرا ميگن رشتيا بي بخارن؟ ميگن يه روز رشتيه با پسرش ميرن جنگل و اردو ميزنن شب بوده رشتيه داشته بساط آتيشو روبراه ميكرده كه يهو يه شيره ميادو رشتيه رو ميخوره بعد پسر رشتيه گريه ميكنه كه من بابامو ميخام من بابامو ميخوام…. شيره ميگه بچه جون من باباتو خوردم حالا بگير بخواب بچهه ميخوابه بعد از نيم ساعت دوباره بلند ميشه و گريه ميكنه كه من بابامو ميخوام من بابامو ميخوام…. شيره دوباره ميگه بچه جون باباتو خوردم بابات مرد بگير بخواب دوباره بچهه ميخوابه و بعد از نيم ساعت دوباره …. شيره عصباني ميشه و ميره ميرينه يه گوشه اي و ميگه بيا اينم بابات بچهه ميره بالا سر انه بعد ميزنه زير گريه كه : اين بابام نيست باباي من بخار نداشت ولي اين بخار داره
رشتيه ميره جهنم مي بينه قصاب محلشون تو جهنمه ميره پيششو ميگه عباس آقا اينجا چيكار ميكني عباس آقا ميگه جريان داره تو چرا اينجايي رشتيه ميگه منم جريان داره و رشتيه تعريف ميكنه كه : يه روز رفتم خونمون ديدم يه جفت كفش مردونه كنار كفشاي خانوممه رفتم تو گفتم كي اينجا بود نگفت همه چيني هارو شكستم ، گفتم كي اينجا بود ؟ نگفت تلويزيون از پنجره انداختم بيرون ، گفتم بگو كي اينجا بود ؟ نگفت اومدم كومودو از پنجره بندازم بيرون كه خودمم باهاش افتادم بيرون و مُردم ،قصابه محكم ميزنه تو سر رشتيه كه بي پدرو مادر من تو كمد بودم
دختررشتيه ميره پيش باباش ميگه بابا پرايد ميخوام. باباش ميگه دخترم پرايد گرونه ، دختره ميگه من پرايد ميخوام خلاصه هي بحث ميكنن تا اينكه پدره ميگه پرايد ميخواي ؟ دختره ميگه آره پدره ميگه حالا كه پرايد ميخواي بايد برام ساك بزني ، دختره ميگه بابا من دخترتم،باباش ميگه باش مگه پرايد نميخواي ؟ دختره ميگه چرا ميخوام ميگه بايد ساك بزني خلاصه دختره راضي ميشه.. بعد تا ميخواد ساك بزنه شومبول باباهرو بو مي كنه ميگه :بابا كيرت چه بوي اني ميده .بابا ميگه : آخه ديروز داداشت دوو ميخواست
رشتيه از ملافه گل دار بدش ميومده هر وقتم كه زنش ملافه گل دار مينداخته رو تخت قهر ميكرده و ميرفته زير تخت ميخوابيده يه شب كه مياد خونه مي بينه بازم خانوم ملافه گل دار انداخته رشتيه هم داغ ميكنه ميگه: خانوم جان من كه گفتم ميرم زير تخت بازم ملافه گل دار انداختي پس من ميرم زير تخت تا ميره زيرتخت مي بينه كه يه مرده لخت زيرتخت قايم شده رشتيه ميگه : آقا ببخشيد شما هم از ملافه گل دار بدتون مياد
رشتيه سوار هوا پيما ميشه وقتي كه مهماندار مياد ميگه چي ميل دارين رشتيه ميگه : ختنوم جان من شير ميخوام مهماندار ميره و مياد ميگه آقا شير نداريم . رشتيه هم گير ميده كه من الا و بلا شير ميخوام و يه شر حسابي ميندازه خلبان ميپرسه اينجا چه خبره و وقتي ماجرارو ميشنوه ميگه : خانوم مهماندار حالا شما بهش يه ذره شير بدين تا شر نشه مهماندارم ممه رو ميندازه تو دهن رشتيه ميگه شير بخور . رشتيه كه حسابي حال ميكنه بعد از خوردن شير ميگه خانو جان يه چيز ديگه هم ميخوام مهماندار با عصبانيت ميگه ديگه چي ميخواي؟ رشتيه ميگه : شاششش
رشتيه بچهدار ميشه، ملت ميان بهش تبريک ميگن. رشتيه ميگه: من چيکاره بيدم؟
رشتيه ميره پيش رفيقش ميگه: يه زن گرفتم حال كنيم
زن رشتيه بچه دار ميشه، وقتي بچه رو به رشتيه نشون ميدن، ميبينه بچه سياهه!! خلاصه يكم ميره تو فكر، ولي چيزي نميگه. يك پنج-شيش ماه بعد، رشتيه با زنش مشغول كارِ خير بوده، يهو وسط كار حواسش جمع ميشه، ميبينه خانوم اونقدر دست و پا زده كه پتو رو انداخته پايين. خلاصه حسابي شاكي ميشه، ميگه: خانومجان اين پتو رو بكش رو خودت، باز اين يكي بچه هم مثل قبلي نور ميخوره، ميسوزه
از ترکه مي پرسن: نظرتون راجع به سريال امام علي چيه؟ ميگه سريال خوبيه ...فقط اگه مي شه قطام شو زياد کنين!!!
ترکه زنگ مي زنه صدا و سيما و با ناراحتي مي گه : چرا شما برنامه هاي مبتذل پخش مي کنين؟ مسوول با تعجب مي گه : چه برنامه اي ؟ ترکه مي گه: همين سريال امام علي! مسول با تعجب بيشتر مي گه : کجاي سريال مشکل داشت؟ ترکه مي گه : همين قسمت هايي که قطام به آرامي راه ميره. در اين حالت ،تلويزيون ما پرش داره و چيزهايي که نبايد ببينيم را مي بينيم!!!!
ترکه يه دختر خوشگل رو توي اتوبوس مي بينه.ازش مي پرسه: ببخشين خانوم...دوست دختر که مي گن ، شمائين ؟!!!
ترکه را توي استخر ميگيرن و مي خوان واسه شاشيدن توي آب جريمه اش کنند.ترکه با داد و فرياد مي گه: بابا همه توي آب مي شاشن! مسوول استخر مي گه : بله . ولي نه از روي دايو!!!
يه روز يه تركه پول مي اندازه صندوق صدقات. مياد ازخيابون رد بشه ماشين بش ميزنه . ميره دم صندوق مي ايسته هر كي مي خواسته پول بندازه ميگه آقا ننداز من امتحان كردم خرابه!
يك روز يك قورباقه با يك طوطي عروسي ميكنه بچه شان ميشه قوطي
از ترکه مي پرسن: شماها همه تون اينقده ساده هستين؟مي گه: نه بابا بعضيامون توي آفريقاراه راه هستن!!!
ترکه کفترش گم مي شه : توي روزنامه آگهي ميده :بيه...بيه!!!
قزويني يه ميره خونه يه ميلياردر يه ميليون دزدي ميکنه بعد به صاحب خونه زنگ مي زنه که: بچه تونو بيارين پولا رو ببرين
ملا پسرش را در سن 15 سالگي زن داد. به ملا گفتند: حالا که اين بچه هنوز عقلش نمي ره ، چرا زنش مي دي؟ ملا گفت: حالا چون عقلش نمي رسه زنش مي دم. وقتي بزرگ بشه ديگه زير بار زن گرفتن نمي ره !!!
مردي که زبانش مي گرفته مي ره فروشگاه و به فروشنده مي گه: آقا هيس ميس دارين؟ فروشنده به همکار خود ميگه : ببين اين بابا چي ميخواد ؟ همکارش هم متوجه نمي شه ولي مي گه : ما در طبقه هفتم يه فروشنده داريم که مثل اين حرف مي زنه. فروشنده طبقه هفتم با خريدار چاق سلامتي مفصلي مي کنه و ازش مي پرسه: چي ميخواي ؟ ميگه : هيس ميس. فروشنده اي که زبانش ميگيره بسته کوچکي را کادو پيچي مي کنه و بهش مي ده . وقتي که مي ره همه ازش مي پرسن چي مي خواست؟فروشنده مي گه : هيس ميس.!ميگن برو يه هيس ميس ديگه بيار ببينيم. طرف ميگه : همون يکي بود تموم شد!!!
يه روز یک فارسه به ترکه میگه درسته ترکها به خر میگن داداش ترکه میگه آره داداش
دوتا كرم تو بدن يه آدم زندگي ميكردن يه روز يكيشون شيك ميكنه دوستش ازش ميپرسه چرا؟ بهش ميگه آخه با گوز بعدي پرواز دارم
يك روز يك ترك ميره دريخچال روبازمكنه آب بخوره يخچال تكون ميخوره .از غذا توي يخچال ژله تكون ميخوره تركه ميگه نترس با تو كار ندارم مي خوام آب بخورم
يه روز هواي تهران خوب بود طرف زنگ ميزنه هواشناسي تشكر ميكنه
يه تركه با خدا قهر مي كنه وقتي ميخواد بره بيرون ميگه به اميد بعضي ها
تركه ميره مشهدميگه يا امام علي.قربون اون سره بريدت برم كي ميشه ظهوركني من اينقدر نيام قم
شخصی در قرعه کشی بانک شرکت می کنه بهش شش ماه زندان می افته .
مگسه دور سر ترکه وز وز مي کرده ، ترکه مي گه : برو جون مادرت ...الان برامون يه جوک درست مي کنن!!!
ترکه لب دريا نشسته بوده که در همين موقع پري دريايي از راه مي رسه. ترکه مي گه : پري خانم با من ازدواج مي کني ؟پري مي گه : آخه من که آدم نيستم. ترکه مي گه : مگه من آدمم؟!!!
به ترکه مي گن : با سي دي جمله بساز: ترکه مي گه: بي تربيت چرا چوسيدي؟
يه بار يه سوسکه مي خواسته خودکشي کنه ميره مي خوابه بغل دمپايي .
تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!
ترکه داشته ماشينشو ميشسته ازش ميپرسن چرا اول از پلاکش شروع کردي؟ ميگه دفعه پيش که از سقف شروع کردم به پلاک که رسيدم ديدم ماشين خودم نيست
ترکه ميره تو مسابقات المپيک شرکت کنه ازش ميپرسن به چه مقامي فکر ميکني؟ ميگه به مقام معظم رهبري!
اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام می دهند یا نه.
یه بار ترکها تبریز روگلباران کردند 74 نفر کشته شدند بعد که تحقیق کردندفهمیدندکه گلها را با گلدان پرتاب کرده اند.
يه روز رشتي مي خواست بره مسافرت به بچش ميگه هر كي آمد پيش مامان با ماژيك يه علامت روش بزن بعد از چند روز باباهه زنگ ميزنه ميگه مامان چطوره بچه ميگه مامان نگو پلنگ بگو !!!
ترکه مي ره ساندويچي و مي گه : آقا نوشابه دارين؟ ساندويجي يه مي گه : داريم ولي گرمه. ترکه مي گه: عيب نداره، با نعلبکي مي خورمش!!!
ترکه براي اولين بار ساندويج مي خوره وقتي ميرسه منزل ، خانمش مي پرسه : ناهار چي خوردي ؟ ترکه مي گه: والله اسمش يادم نيست. ولي هر وقت بازش مي کردم ، شبيه مال تو بودو وقتي مي بستمش ،شبيه مال من مي شد!!!
دانش آموز با تاخير وارد کلاس مي شه و معلم ديدکه پاي چشم بجه کبود شده.از بچه دليلش رو پرسيد. بچه گفت: هيچي آقا ديشب وقتي همه بچه ها خوابيدند، آقامون آهسته گفت: کي خواب و کي بيداره؟ من گفتم من بيدارم.آقامون گفت : بخواب بچه جان! يه ربع بعد دوباره پرسيد: کي خواب و کي بيداره ؟ دوباره من گفتم : من بيدارم. آقامون با ناراحتي گفت: مگه نگفتم بخواب بچه ؟چند دقيقه بعد آقامون سوال را تکرار کرد و من گفتم من بيدارم ...خلاصه آقامون عصباني شد و با مشت زد زير چشم ما ! معلم دلش براي بچه سوخت و گفت : عزيزم ازاين به بعد خودت رو بزن به خواب و هيچي نگو ... يک هفته بعد دوباره پاي چشم ديگر بچه هم کبود شد معلم گفت : باز که پاي چشمت کبوده ! دانش آموز گفت : آقا ما به دستور شما عمل کرديم.آخر شب آقامون دو بار گفت : کي خواب و کي بيداره؟ من خودم رو به خواب زدم . آقامون به ننه مون گفت : بزن بريم، بچه ها خوابن! من گفتم : منم مي آم . اين شد که آقامون عصباني شد و زد پاي اون يکي چشم ما!!!
ترکه داشته گل خداداد عزيزي را به استراليا تماشا مي کرده، تلويزيون صحنه گل را چند بار با حرکت آهسته نشان مي ده . ترکه شاکي مي شه . ميگه : حالا اونقدر آهسته نشون بدين تا اون دروازه بانه توپ رو بگيره !!!
ترکه 19 تا بچه داشته . بهش مي گن : خب 20 تا بچه درست مي کردي که رند بشه .ترکه مي گه : هه ...فرزند کمتر زندگي بهتر!!!
تركه ميره مشهدميگه يا امام علي.قربون اون سره بريدت برم كي ميشه ظهوركني من اينقدر نيام قم
شخصی در قرعه کشی بانک شرکت می کنه بهش شش ماه زندان می افته .
مگسه دور سر ترکه وز وز مي کرده ، ترکه مي گه : برو جون مادرت ...الان برامون يه جوک درست مي کنن!!!
ترکه لب دريا نشسته بوده که در همين موقع پري دريايي از راه مي رسه. ترکه مي گه : پري خانم با من ازدواج مي کني ؟پري مي گه : آخه من که آدم نيستم. ترکه مي گه : مگه من آدمم؟!!!
به ترکه مي گن : با سي دي جمله بساز: ترکه مي گه: بي تربيت چرا چوسيدي؟
يه بار يه سوسکه مي خواسته خودکشي کنه ميره مي خوابه بغل دمپايي .
تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!
ترکه داشته ماشينشو ميشسته ازش ميپرسن چرا اول از پلاکش شروع کردي؟ ميگه دفعه پيش که از سقف شروع کردم به پلاک که رسيدم ديدم ماشين خودم نيست
ترکه ميره تو مسابقات المپيک شرکت کنه ازش ميپرسن به چه مقامي فکر ميکني؟ ميگه به مقام معظم رهبري!
اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام می دهند یا نه.
یه بار ترکها تبریز روگلباران کردند 74 نفر کشته شدند بعد که تحقیق کردندفهمیدندکه گلها را با گلدان پرتاب کرده اند.
يه روز رشتي مي خواست بره مسافرت به بچش ميگه هر كي آمد پيش مامان با ماژيك يه علامت روش بزن بعد از چند روز باباهه زنگ ميزنه ميگه مامان چطوره بچه ميگه مامان نگو پلنگ بگو !!!
ترکه مي ره ساندويچي و مي گه : آقا نوشابه دارين؟ ساندويجي يه مي گه : داريم ولي گرمه. ترکه مي گه: عيب نداره، با نعلبکي مي خورمش!!!
ترکه براي اولين بار ساندويج مي خوره وقتي ميرسه منزل ، خانمش مي پرسه : ناهار چي خوردي ؟ ترکه مي گه: والله اسمش يادم نيست. ولي هر وقت بازش مي کردم ، شبيه مال تو بودو وقتي مي بستمش ،شبيه مال من مي شد!!!
دانش آموز با تاخير وارد کلاس مي شه و معلم ديدکه پاي چشم بجه کبود شده.از بچه دليلش رو پرسيد. بچه گفت: هيچي آقا ديشب وقتي همه بچه ها خوابيدند، آقامون آهسته گفت: کي خواب و کي بيداره؟ من گفتم من بيدارم.آقامون گفت : بخواب بچه جان! يه ربع بعد دوباره پرسيد: کي خواب و کي بيداره ؟ دوباره من گفتم : من بيدارم. آقامون با ناراحتي گفت: مگه نگفتم بخواب بچه ؟چند دقيقه بعد آقامون سوال را تکرار کرد و من گفتم من بيدارم ...خلاصه آقامون عصباني شد و با مشت زد زير چشم ما ! معلم دلش براي بچه سوخت و گفت : عزيزم ازاين به بعد خودت رو بزن به خواب و هيچي نگو ... يک هفته بعد دوباره پاي چشم ديگر بچه هم کبود شد معلم گفت : باز که پاي چشمت کبوده ! دانش آموز گفت : آقا ما به دستور شما عمل کرديم.آخر شب آقامون دو بار گفت : کي خواب و کي بيداره؟ من خودم رو به خواب زدم . آقامون به ننه مون گفت : بزن بريم، بچه ها خوابن! من گفتم : منم مي آم . اين شد که آقامون عصباني شد و زد پاي اون يکي چشم ما!!!
ترکه داشته گل خداداد عزيزي را به استراليا تماشا مي کرده، تلويزيون صحنه گل را چند بار با حرکت آهسته نشان مي ده . ترکه شاکي مي شه . ميگه : حالا اونقدر آهسته نشون بدين تا اون دروازه بانه توپ رو بگيره !!!
ترکه 19 تا بچه داشته . بهش مي گن : خب 20 تا بچه درست مي کردي که رند بشه .ترکه مي گه : هه ...فرزند کمتر زندگي بهتر!!!
پارازیت
۞ خوشبين پاهايش قطع شد ، گفت : خوبه ديگه كسي پا توي كفشم نمي كنه.
۞ مربي فوتبال گفت : بازيكنان عزيزامروز شنا آموزش مي دهم تادرموج مكزيكي حريف غرق نشويد.
۞ خون دل مي خورد ،گفتند : واي چقدرتوخون آشامي .
۞ دلم برايش كباب شد . نامردي كرد آن را خورد .
۞ راننده مقابل چراغ راهنماايستاد و داد زد:خجالت نمي كشي به ماشين خوشگلم چشمك مي زني
۞ احساس خود بزرگ بيني كرد ، دماغش را عمل كرد .
۞ برق كه رفت ، خانه روشنفكر هم تاريك بود .
۞ گفت : همه ما يك روز مي ميريم ، خودش شب مرد .
۞ زنداني براي فرار دنبال روزنه مي گشت ، زندانبان او را ديد و با تير بار پر از روزنه اش كرد .
۞ جريمه شد چون براي كسب رضايت مشتري پروانه كسب نداشت .
۞ تشنه ام . اين حرف رامردي زد كه در زندان آب خنك مي خورد .
۞ دل توي دلش نبود چون كه آدم دو دلي نبود .
۞ جريان برق ، جريان زندگي اش را متوقف كرد .
۞ باد هم كلاهبردار قهاري است .
۞ سرباز به مافوقش گفت : سايه به سايه دنبالش رفتم تا اين كه شب شد .
ترکه زنگ مي زنه به دوست دخترش و مي گه: عزيزم من لهجه دارم؟دوست دخترش مي گه: بله. ترکه مي گه: پس قطع مي کنم دوباره مي گيرم!!!
یه روز شیطان زنگ میزنه به خدا میگه من یکی از فرشته ها تم خدا میگه دروغ نگو شمارت افتاده
اتوبوس خيلي شلوغ بوده ، رشتي يه دستش رو به کمرش زد و وارد اتو بوس شد. جاهله ناراحت شدو گفت: نفهميدم توي اين کمي جا، دستتم به کمرت زدي ؟ رشتي يه هول شد و گفت: اي بابا هندونه من رو کي دزديد؟
آمريکائيه مي افته توي رودخونه و داشته غرق مي شده و مرتب به زبان انگليسي کمک مي خواسته . ترکه ازاونجا رد مي شده و مي گه: احمق جون !اگه بجاي کلاس زبان کلاس شنا مي رفتي حالا غرق نمي شدي!
تمساحه مي ره گدايي. مي گه: به من بدبخت مارمولک مادر مرده کمک کنين!!!
ترکه شهردار مي شه، صبح زود براي افتتاح پروژه ساختماني مي ره عصر مي شه...شب مي شه...ولي خبري از ترکه نميشه. نصفه شب ترکه خاک آلود و خسته مي ره خونه . زنش مي پرسه: کجا بودي تا اين وقت شب؟ ترکه مي گه: والله موقع کلنگ زدن ، مردم تشويقم کردن، منم يواش يواش بدنم گرم شد و زير زمينش رو کندم!!!
يه روز يه گوسفنده رو ميندازن پشت وانت که ببرنش کشتارگاه و گوسفنده تا خود کشتارگاه همش گريه ميکرده. وقتي ميرسن دم در کشتارگاه، ازش ميپرسن چرا گريه ميکني؟ ميگه آخه ميخواستم جلو بشينم!!
تركه ميره لباس فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:بله. تركه ميگه: بي زحمت دونخ بدين
به ترکه ميگن با جوراب جمله بساز ميگه سقفتون بد جورآب می ده.
از يه زن ميپرسن: فرق تو با حوا چيه؟ ميگه هيچي... فقط شوهر اون آدم بود، شوهر من آدم نيست!
تركه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برمي داشته و يك صلوات مي فرستاده. بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، تركه دستشو مي گيره ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!
يک نفر ميگه بابام مرده مي پرسن چطور ؟ ميگه ماشين از رو انگشتش رد شده ميگن آخه ماشين از رو انگشت کسی رد بشه که نمي ميره ؟ ميگه آخه انگشتش تو دماغش بوده
يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!
به تركه ميگن: براي چی زدی زنتو با چاقو كشتی؟ تركه ميگه: آخه وضع ماليم اونقدر خوب نبود كه بتونم تفنگ بخرم!
تركه يه تيكه نخو گرفته بوده بالا، داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه ميكرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ تركه ميگه: ايلده ازش آب مي چيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!
تركه خود شو ميزنه به كوچه علي چپ، گم ميشه!
به يه لره ميگن كجاداري ميري؟ ميگه دارم برميگردم!!!
ترکه را مي فرستند روزنامه بگيره، با يه قلوه سنگ برمي گرده. بهش مي گن : اين چيه؟ ترکه مي گه: به روزنامه فروشه گفتم يه روزنامه بده، گفت : از همون رو يکي بردار!!!
پزشک قانوني براي بازديد به تيمارستاني رفته بود. مردي را در ميان ديوانگان ديد که به نظر باهوش مي آمد. او را پيش خواند و با کمال مهرباني پرسيد:چرا شما را به تيمارستان آورده اند؟ مرد جواب داد: آقاي دکتر من زني گرفتم که دختر هيجده ساله اي داشت.پدرم از اين دختر خوشش آمد و او را گرفت. از آنروز زن من ،مادر زن پدر شوهرش شد. چندي بعد دختر زن بنده که زن پدرم بود، پسري زاييد . اين پسر برادر من شد، زيرا پسر پدرم بود. اما در همان حال نوه زنم هم بود.و از اين قرار نوه بنده هم مي شد.ومن پدر بزرگ نوه ناتني خود شده بودم. مدتي بعد زن بنده هم پسري زائيد و از آنروز زن پدرم، خواهر ناتني پسرم و ضمنا مادر بزرگ او شد.در صورتي که پسرم، برادر مادر بزرگ خود و ضمنا نوه او بود .از طرفي چون نامادري ام يعني دختر زنم ، خواهر پسرم مي شد، بنده ظاهرا خواهر زاده ي پسر خودم شدم. در ضمن من ، پدر مادرم و پدر بزرگ خودم هستم! پسر پدرم نيز هم برادر و هم نوه ي من است. آقاي دکتر با اين حساب اگر شما هم به چنين مصيبتي گرفتار مي شديد، حتما کارتان به تيمارستان مي کشيد!!!
يه روزيه لري به تهران ميره وبعد از گشت و گذار در خيابان هايه بچه اي جلوشو مي گيره مي گه:ببخشيد آقا بي ادبي شما لريد؟ لره گفت:آره از كجا فهميدي. پسر بچه گفت:ازاينكه كتتون داخل شلوارتونه.
زن ملا زاييد از ملا پرسيدند: بچه پسر بود؟ ملا گفت: نه. گفتند: پس دختر بود! ملا گفت: از کجا فهميدي؟!!!
رشتیه می ره قم سوهان فروشی می زنه اسمش رو می زاره سوهان حاج حسین و پدران
از آباداني يه مي ره گزينش ازش مي پرسن: با پاي چپ ميريم توالت يا با پاي راست؟آباداني يه ميگه :ولک توما رو قبول کن ، با سر مي ريم!!!
ترک اومد نماز بخونه مهر نداشت امضا کرد
از رشتي يه مي پرسن: اسم خانمت چيه؟ ميگه: امرسان .ميپرسن چرا؟ ميگه: آخه زنجان من زيبا ، جادار و مطمئن است .ضمنا گرما داره فراوان!!!
به يه ترك ميگن بي شعورترين خواننده ايراني كيه ؟ تركه ميگه حبيب!!! ميپرسند چرا؟؟ تركه ميگه آخه بي شعور داره گيتارميزنه ميگه صداي دهل مياد.....
مادر گفت: پرويز جون مگه تو زبون نداري که دستت را وسط سفره دراز مي کني؟ پرويز گفت : چرا مادر جان زبان دارم ولي زبانم به وسط سفره نمي رسه!!!
پزشک گفت: تب بيمار خيلي شديد است. آيا هذيان هم مي گويد؟ پرستار : بله. اتفاقا چند دقيقه قبل از اينکه شما تشريف بياوريد، مي گفت: الان عزرائيل مي آيد!!!
مردي براي اطلاع از وضع درسی پسرش به مدرسه رفت. مدير گفت: آقا شما نيم ساعت دير تشريف آورديد. چون نيم ساعت پيش پسرتان براي تشييع جنازه شما اجازه گرفت و رفت!!!
یک روز به ترکه می گن دو دوتا می گه هر چی خدا بگه.
ترکه از دم درجهنم پا ميشه ميره دم در بهشت ميگه بي زحمت يه کاسه يخ بدين بهش ميگن :برو بابا!.ترکه ميگه:باشه! ولی فردا نيايين بگين آب جوش ميخوايم ها!!!
يه روز به يه تركه ميگن اگه يه كاميون پول بهت بدهند چي كار ميكني گفت:پنج هزارتومن ميگيرم خالي مي كنم
ترکه ادعاي پيامبري مي کنه. يکي بهش مي گه: بابا لااقل برو توي يه غاري، چيزي شايد جبرئيل آمد و... سه چهار روز بعد ترکه با سر و کله شکسته و خونين و درب و داغون مي آد پيش رفيقش . دوستش مي گه: چرا اينجوري شدي؟ ترکه ميگه: ما رفتيم توي غار ولي ايلدا جبرئيل با قطار از توي غار اومد بيرون!!!
يه بار يه لره ميره توي بيابان وپتو ميندازه روي خودش و ميخوابه بعد يه نفر ميزنه بهش ميگه ببخشيد شما لريد لره ميگه واي از زير پتو هم ميفهمن آدم لره
آباداني يه و عربه و آمريکائيه رو به يک جزيره تبعيد کردند وگفتند که ما يکي از آرزوهايتون رو بر آورده مي کنيم. آباداني يه گفت: من چند تا کارتن سيگار وينستون مي خوام. چند تا کارتن سيگار بهش دادند و در سلولش رو گل گرفتند. آمريکايي گفت: من چند تا صندوق نوشابه! مي خوام. چند تا صندوق نوشابه بهش دادن و در سلول اون رو هم گل گرفتن. عربه هم چند تا زن جوون خواست .آرزوي او هم بر آورده شد.....سه چهار سال بعد فهميدند که اين بيچاره ها بي گناه بودند. رفتند سراغشون...در سلول عربه را که باز کردن، ديدند که ده بيست تا بچه و زن و .... عربه را آزاد کردند. رفتند سراغ آمريکايي يه ، ديدند که آمريکاييه آخرين قطره نوشابه اش را مي خورد. او را هم آزاد کردند. وقتي در سلول آباداني يه را باز کردند، آباداني يه گفت ؟ها ولک کبريت يادتون رفته بود!!!
از ترکه مي پرسن: حضرت موسی کي به رسالت رسيد؟ترکه مي گه: والله نمي دونم.من پل سيد خندان پياده شدم!!!
به تركه ميگن راسته كه ترك خره ميگه والا يه چيزهايي ميگن ولي ما زير بار نميريم.
يك باريه تركه ادعاي پيامبري ميكنه بهش ميگن خوب اسم كتابت چيه ميگه كتاب ندارم جزوه ميدم بنويسيد
تركه هميشه لباس مشكي مي پوشيده. دوستاش ميگن چرا هميشه مشكي مي پوشي؟ تركه ميگه : آخه من ختم روزگارم!!!
تركه 100 تومان تو صندوق صدقات مياندازه و سوار ماشينش ميشه و 50 متر بالاتر تصادف ميكنه و ميميره. اون دنيا به خدا ميگه من كه 100 تومان تو صندوق انداختم .پس چرا مردم.خدا ميگه ها 100 تومانيت گوشه نداشت.
يه خروسه با زنش داشتند از جلوي يه مغازه مرغ فروشي رد مي شدند خروسه به مرغه مي گه:خانوم مي خوام تو خونه اين طوري برام بگردي.
يك روزي سر يه كرد ميخ ميره ميبرنش دكتر ، دكتر هر كاري مي كنه در بياره نمي تونه آخرش كرده ميگه كجش كن همان جا بمونه
رشتيه با زنش دعواش ميشه و بدبخت خانم رو يك كتك مفصل ميزنه. فردا از شهرباني ميان، به جرم خسارت به اموال عمومي ميندازنش زندان!!
به تركه ميگن آنقدر جوك در موردتون ساختن ناراحت نميشي تركه ميگه نه همش خاطرس
مردي از سفر خود به آلمان تعريف کرد. گفت دختر زيبايي به من نزديک شد و از من پرسيد: نام تو چيست؟ گفتم نصرالله . گفت کنيه ات چيست ؟گفتم شمس الله. گفت در دستت چيست؟ گفتم کتاب الله. گفت کجا ميروي؟ گفتم : بيت الله. گفتم نام تو چيست؟ گفت: سيندرلا. گفتم دمي از پشت : گفت استغفرالله.گفتم دمي از پيش گفت:بسم ا..ما هم آنچنان ميخ را کوبيديم که گفت: اشهد ان لا..
يه روز يه رشتيه اكس ميندازه بالا وشب ميره خونه وميگه چه توهمي خانوم با كسي نخوابيده
يه روز يه تركه ميگوزه ميره جلو ميگن حالا كه گوزيدي چرا ميري جلو مگه آخه تو دنده بود
يه روز يه تركه عصباني ميشه به شكمش ميگه :چقدر من كار كنم تو بخوري .شكمش جواب ميده ميخواي من كار كنم تو بخوري
زن اصفهاني يه پسر بچه اش را دم بالکن نشونده بود و قربون و صدقه اش مي رفت. دست به آلت بچه ميذاشته و ميگفته ...اين قوقولش سيصد تومن. اون قوقولشم چارصد تومن. اين يکي شم پونصد تومن.....مرد رند اصفهاني که داشته از زير پنجره مي گذشته رو به زنه ميگه : ببخشين آباجي ...شوما که قيمت دستتونه ميشه يه قيمتي هم رو معامله ما بزارين؟
زن رشتي يه وقتي از تهران بر ميگرده ، حامله شده بود. ازش ميپرسن اسم اين بچه رو چي مي ذاري ؟ گفت: هديه تهراني !!!
از رشتي يه مي پرسن: چند تا بچه داري ؟ ميگه: 7تا ميپرسن: اسماشون يادت نمي ره ؟ رشتي يه مي گه: اسماشون نه ولي بعضي وقتا فاميلشون يادم مي ره !!!
رشتي يه يه فيلم سوپر مي بينه که بازيگر نقش اولش زن خودش بوده. وقتي فيلم تموم مي شه نفس راحتي مي کشه و مي گه: خدا را شکر که فيلم بود.!!!
شير فرهاد وخوامت و دوست ودارمت اي جيگر اي ساقه نخود دار تو همه ي عشق مني ها.... وگرفتي چي وگوفتم
تركه به خارجيه ميگه : بيبينم اسمت چيه هان؟؟؟؟خارجيه ميگه : جكسون جكسون مايكل جكسون و بعد از مدتي خارجيه از تركه ميپرسه خوب اسم شما چي هستش عزيز ؟؟؟؟ تركه ميگه : واللا فــــر -- فــــر منتها گـــــــــــــضنفر
به نيوتن گفتندبراي چي از افتادن سيب تعجب كردي، نيوتن: براي اينكه من زير درخت گلابي نشسته بودم
تركهاو شماليها سر درياي خزر دعواشون ميشه تصميم ميگيرنددريا را با طناب نصف كنند شب موقع خواب شماليها ميگن تركها نرن طناب رو دستكاري كنند ميرن ميبينند تركها با سطل دارن از نيمه شماليها اب دريا رو توي نيمه خودشون ميريزن
گارسن وقتي که مرغ را براي مشتري مي برد، دستش راهم روي آن گذاشته بود. مشتري ناراحت شد و گفت : گارسن چرا کثافت کاري مي کني ؟ گارسن گفت: آخه نمي خواستم واسه ي دومين دفعه به زمين بيفته!!!
اگه با يه قزويني گنده تو كوچه بن بست بودي 3 راه بيشتر نداري : اول اينكه آب بشي بري زمين يا اينكه دود شي بري هوا يا دستت رو بزني به ديوار توكل كني به خدا ...
يه روز جهانگردي وارد روستايي شد و از يکي از اهالي پرسيد: در اين روستاي شما چه چيز خارق العاده اي وجود داره؟ روستايي گفت: پير مرد 130 ساله اي داريم که در کمال سلامت به سر مي بره. جهانگرد گفت: چه خوب. چه جوري مي شه اين پيرمرد را ديد؟ روستايي گفت: نمي شه. جهانگرد باتعجب پرسيد: چرا؟ روستايي گفت: چون پدرش نميگذاره از خونه بيرون بياد!!!
به ترکه مي گن : فيلم عروسي ات را بيار ببينيم. ترکه ميگه: نمي شه. مي پرسن :چرا ؟ ترکه مي گه: آخه آخرش صحنه داره!!!
رشتي يه و خانمش مهمون سفير عربستان بودند. سفير تا چشمش به آن دو مي افته، جلو مي ره ودستش رو به طرف رشتي يه دراز مي کنه و مي گه: اهلا و سهلا. رشتي يه مي گه : نه قربان اشتباه گرفتين....خانم بنده هم اهلن و هم سهلن!!!
دو تا سگ به هم مي رسن . يکي از اونا به ديگري ميگه: من سگ شهين خانم هستم. شما سگ کي باشين؟!!!
گروهي با تعدادي کودک براي انجام نماز باران به صحرا مي رفتند. ملا نصر الدين پرسيد : اين کودکان را به کجا ميبريد؟ گفتند: براي اينکه دعا کنند و باران بيايد.چرا که دعاي کودکان را خدا مستجاب مي کند.ملا نصر الدين گفت: اگه دعاي کودکان مستجاب مي شد، يک معلم در همه عالم زنده نمي ماند!!! ![]()
معلم از دانش آموز پرسيد: اگه تو هشت تا سيب داشته باشي، و بخواي با برادرت آنها را نصف کني ، چند تا بايد به او بدهي؟دانش آموز زرنگ گفت: دو تا. معلم گفت: مگه تو حساب بلد نيستي؟ دانش آموز با شيطنت گفت: چرا آقا ولي برادرمون که بلد نيست!!!
سعيد کوچولو مادرش سرما خورده بودو به علت سرماخوردگي صداش گرفته بود.در همين موقع پدرش از راه رسيد و از او پرسيد: حال مادرت چطوره؟ سعيد گفت: تصويرش بد نيست ولي صداش کاملا از کار افتاده
زن رشتيه ميره دكتر ميگه آقاي دكتر من 7 تا بچه دارم الان هم 8 رو حامله هستم.حتما يك چيزي تو هوا هست كه من اينقدر حامله ميشم.دكتره ميگه بله خانوم لنگاتون.
به ترکه ميگن: با سي دي جمله بساز . ترکه ميگه ديشب جاتون خالي رفتيم دزدي .ميپرسن:پس سي دي اش کو؟ ترکه ميگه: فردا در ميآد!!!
شاعري در مجلسی گفت: امروز مي خواهم براي شما چيزي بخوانم که تا به حال نخوانده ام. رندي از ميان مجلس گفت: پس نمازت را بخوان!!!
رشتي يه چند بار از رئيس خود براي مرگ پدر مرخصي گرفت و رئيس هم به روي او نياورد و به او مرخصي داد. يک روز رشتي يه براي مرگ مادر خود مرخصي گرفت. رئيس گفت: شرمنده ام. مگه مادر شما پارسال فوت نکرد؟ آدم مي تونه چند تا پدر داشته باشه ولي معمولا يک مادر بيشتر نداره!!!
به ترکه ميگن : با (تاليا ) جمله بساز> ترکه ميگه: تا لياقت نداشته باشي بهت زن نميدن!!!
زن رشتي يه مي زاد. رشتي يه از پس مخارج بر نمي آد.با ناراحتي به بچه هاي محل مي گه: بي معرفتا ...اقلا دانگ تون رو بدين!!!!
يه روز يه آلماني و يه تهراني و يه شهرضايي مي افتند تو دريا نهنگه مياد آلمانيه و تهرانيه را ميخوره ازش ميپرسند پس چرا شهرضاييه را نخوردي ميگه آخه دو سال پيش يه شهرضايي خوردم تا حالا اسهالم
اگه گفتي فرق منشي خوب بامنشي خيلي خوب چيه منشي خوب صبح كه ميشه ميگه صبح بخير رييس منشي خيلي خوب ميگه صبح شد رييس
Water proofمیدونید به زنی که حامله نمیشه چی میگن؟
در تبريز به مناسبت ميلاد حضرت علي هر كس اسمش ميلاد بوده بهش جايزه ميدن!!!!!!
از ترکه مي پرسن: بزرگترين چيزي که براي رفع مشکلات بزرگ بشر اختراع شده ، چيست؟ ترکه ميگه: دادگاه طلاق !!!
ازترکه مي پرسن: چرا وسط قرص ها خط تيره گذاشتن؟ترکه ميگه: واسه اينکه اگه با آب پايين نرفت، با پيچ گوشتي سفتش کنند !!!
از ترکه مي پرسن: شجاع ترين انسان روي زمين کيه؟ترکه ميگه: امام جمعه قزوين!!!
از ترکه مي پرسن: آخرين دنداني که در دهان انسان در مي آد چه نام دارد؟ تركه ميگه: دندان مصنوعي !!!
از تركه مي پرسن شيشه چطوري ساخته ميشه ميگه:پشم شيشه ميارن واجبي بهش ميزنن
يه روزبه یه الاغه می گن گوشات چقدر درازه میگه ؟ آخه هر خوشگلی یه عیبی داره
از یه ترکه می پرسن جسم شفاف رو تعریف کن . میگه جسمی که از این طرفش بشه اون طرفش رو دید . میگن آفرین حالا یه مثال بگو ؟ میگه نردبون
خدا روز اول زمين را خلق كرد و خوشحال شد.گفت چه زيباست. روز دوم آسمان را خلق كرد و باز هم خوشحال شد. گفت چه زيباست. روز سوم مرد را خلق كرد و باز هم گفت چه زيباست. روز چهارم زن را خلق كرد و گفت ااااامممممممممم اشكال نداره آرايش ميكنه خوشگل ميشه
يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن، قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه، يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، ! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه: بابا عجب بدبختيهها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو ميخوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلی
يك كسي تازه مرده بود وقتي كه به آن دنيا رفت ديد كه جهنمي ها جشن گرفته اند وبهشتي ها گريه ميكنند آن مرد از يكي از جهنمي ها پرسيد كه چه شده گفت پرونده هاگم شده وبهشتي هاهر چه در آن دنيا كرده اند بي نتيجه مانده است
تركه ميره شورت بخره فروشنده شورت مردانه نداشته و شورت زنانه به تركه ميده تركه ميگه اين شورت زنانه است فروشنده ميگه فرقي نميكنه و تركه ميگه ميخواهي فرقشو بكنم تو چشمت.
يه روز يه تركه كلاس رقص ميذاره . بعد از يه ماه ورشكست ميشه. چرا؟ چون به هر كي ميرقصيده شاباش ميداده
رشتي يه مهمون تهروني يه شد . رشتي يه مي گه: ببخشين ني ني ميتونه توي اتاق شما بخوابه؟ مرد که حوصله ي بچه داري را نداشته ميگه: نه بابا بيزحمت همونجا امشب رو سر کنن. فرداي آن روز تهروني يه داشته توي باغ قدم مي زده ، چشمش به يه دختر 20 ساله ي خيلي خوشگل مي افته.ازش مي پرسه: ببخشين شما؟ دختره با ملاحت جواب مي ده: من ني ني هستم. شما کي هستين؟ مرد که اشتباه خود داشته ديوونه مي شده ، مي گه: من؟ ديوانه...من احمق...من....!!!
به يه تركه ميگن تو تركي , تركه ميگه نه به خدا بيا بگرد
به رشتيه ميگن تو شهر شما دختر پاكدامن هم پيدا ميشه . رشتيه ميگه : آره . ولي 1000 تومن گرونتره .....
يه روز به آقاي البرادعي (رييس آژانس انرژي اتمي)ميگن:ببخشيد شما دكتريد ديگه؟ ميگه:بله ميگن: پس چرا تو آژانس كار مي كني؟
ترکه مي خوره زمين، براي اينکه ضايع نشه تا خونه سينه خيز ميره!!!
يه روز يه مرغه ميره مغازه ميگه آقا تخم مرغ داريد فروشنده ميگه خودت مگه تخم نمي زاري مرغه ميگه من لوله هامو بستم
ترکه را آدمخورا ميگيرندش، رئيس شون ميگه: اين رو پوستش رو بکنيد تا ازش قايق درست کنيم.ترکه چاقو را بر ميداره و چند بار فرو ميکنه توي شکمش. ازش ميپرسن چرا همچين کردي؟ ميگه: قايقتون رو سوراخ کردم!!!
به ترکه مي گن : سه تا ميوه را نام ببر که با سين شروع بشه. ترکه ميگه : سيب، سير، سحر.ميپرسن سحر که ميوه نيست! ميگه: نميدوني چه هلويي يه!!!
ترکه مي ره بقالي و ميگه: ببخشين بي زحمت يه کيلو پنير بدين. فروشنده مي گه: شما ترکين؟ ترکه ميگه: از کجا فهميدي؟ طرف ميگه: از لهجه. ترکه با خودش ميگه: من بايد اين لهجه را درست کنم. ميره 10 سال خارج و وقتي بر ميگرده، مي ره توي همون مغازه و مي گه: نيم کيلو پنير بدين.يارو ميگه: شما ترکين؟ ترکه مي گه: از کجا فهميدين؟ يارو ميگه: آخه اينجا 5 ساله که بانک شده!!!
از ترکه مي پرسن: شما بچه تهران هستي ؟ ترکه با ملاحت ميگه: چشماتون قشنگ ميبينه!!!
ترکه سربازيش تموم مي شه . وقتي کارت پايان خدمتش رو ميگيره، نگاه مي کنه و ميگه: اي بابا .من که از اينا چهار تا دارم!!!
به ترکه ميگن: خيلي آقايي .ترکه ميگه : ما بيشتر!!
رشتي يه عکس لخت زنش رو انداخته بود روي دسکتاپ . بچه اش اعتراض ميکنه .رشتي يه ميگه: هيس! هيچي نگو. از اينترنت داون لود کردم!!!
رشتي يه فيلم سوپر ميبينه که هنرپيشه نقش اولش، زن خودش بوده. وقتي فيلم تموم مي شه، رشتي يه نفس راحتي ميکشه و مي گه: آخيش . خدا را شکر که فيلم بود!!!
یه روزیه پسته با یه موزی دعوا میکنه موزبه پسته میگه تو چرا همیشه دهنت بازه و میخندی.پسته میگه به موزه برو بی چاره فکر خودت رو بکن که برای 200 تومان شلوارتو میکشی پایین
ترکه پسرش بهش ميگه بابا پنکه سقفيمون سوخته باباش ميگه کره خر وقتی 15 نفر زيرش ميخوابن ميخوای نسوزه
يه روز دوتامرد از هم ميپرسن چرامرغ سينه نداره اون يكي ميگه چون خروسا دست ندارن
يه روز يه اصفهاني قرص اكس مي خوره ميره تو تاكسي دونفر را حساب ميكنه؛
يه باربه يه آباداني و اصفهاني وتهراني مي گن كه كي ماهي بزرگ گرفته.اصفهاني ميگه من ماهي 18 متري گرفتم. تهراني ميگه19متري.آباداني ميگه10متري.بهش ميگن اينكه از همه كوچيكه.ميگه:ولك چشاش اينقدره......
اولي:چه حيواني خوراك و پوشاك شما را تامين مي كند؟ دومي:پدر
یه روز عربه میره تضاهرات میگه ولک چقدر شلوغه برمیگرده!
به تركه ميگن يه پستانداره پرنده اسم ببر ميگه:مهمانداره هواپيما
-
يه عرب زنش دوقلو گيرش مياد ميره حسابداري ميگه آقا چند ميشه ميگه100000 تومان ميگه كمتر حساب كن تا دوتاشون ببرم
-
ملا مشغول غذا خوردن بود که يک نفر از کنار او با اسب عبور مي کرده. ملا به او تعارف مي زنه و مرد سوار از اسب به زير مي آد و از ملا مي پرسه من ميخ افسار اين اسب را کجا بزنم ؟ ملا با دلخوري مي گه : بر سر زبان من !!!
-
رشتي يه مي خواسته بره قزوين. دوستش ازش مي پرسه: بابا جان تو که مي خواي بري قزوين آخه قزوينيا را مي شناسي؟ رشتي يه ميگه نه. رفيقش مي گه: اگه يه موقع کسی يقه ات را گرفت ، بگو من تا حالا چند نفري را کشتم ، تا يارو بترسه و دست از سرت برداره! رشتي يه ميره قزوين و وقتي که در تاکسی نشسته بوده بي هوا چشمش به آينه مي افته و ميبينه که راننده در آينه براي او چشم و ابرو مي آد. ياد حرف رفيقش مي افته و ميگه: منو اين جور نگاه نکن تا حالا چند نفر را کشتم. راننده با خنده ميگه : ميدانم! ولي قبل از همه منو کشتی!!!
-
يك روز يه ژاپني مياد ايران و وقتي برميگردد ژاپن يكي ميگه چطور بود ميگه قزوين تا تا شي توشه ولي در يزد چه تا شي چه تا نشي توشه
-
مسئولين بانك مركزي امسال نامزد دريافت جايزه نوبل در شيمي شدهاند. دانشمندان چندين قرن در زمينه تبديل عناصر .كوشيدند و ناموفق بودند، ولي مسئولين بانك در كمتر از دو دهه ريال را تبديل به تپاله كردند
-
يه روز يه زن 13قلو داشته 9ماه ميشه ولي بچه هاش به دنيا نمي آن ميره دكتروبا نگراني ميگه آقاي دكتر چرا من بچه هام به دنيا نمي آن نكنه كه من اصلا"حامله نيستم دكتره ميگه خيلي خوب حالا برو اونجاتا معاينه ات بكنم وقتي كه سونوگرافي ميكنه توي مانيتور ميبينه كه از 13 تا بچه 12 تا دخترهست و1نفر آنها پسر و پسره دستش رو گذاشته بودرو شكم مامان و مي گفت جون داداش چي اگه بزارم كسي لخت از اينجا بره بيرون
-
به يه لره ميگن تا حالا سوتی بزرگ دادی ميگه آره یه با خونه تنها بودم دختر خاله ام زنگ زد گفت چه خبر گفتم هيچی تنهائی حوصلم سر رفت اونم گفت منم تنها هستم پاشو بيا خونمون منم رفتم بهم گفت من ميرم توی اتاق تو هم چند دقيقه بعد بيا تو منم 10 دقيقه بعد رفتم تو اتاق تاريک بود برقارو که روشن کردم همه خنديدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش ميگن اينکه سوتی بزرگی نبود ميگه چرا آخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!!
-
به يك فوضول مي گن اگه ديگه فضولي نكني نصف دنيارو ميديم به تو فوضول:پس نصف ديگش مال كي ميشه!!
-
يك يك روز سه تا آدم به يك غولي ميرسند غول به اونا ميگه بايد سه آرزو بكنيد تا بزارم از پيشم برين"اولي ميگه من يك ساختمان بيست طبقه ميخوام بعد غول آرزوشو برآورده ميكنه..... دومي ميگه من 1000000 دلار پول ميخوام و غول برآورده ميكنه..... غول به سومي ميگه تو چي ميخواي , سومي كه يك ترك بود ميگه من مي گوزم تو رنگش كن."
-
به يك ترك ميگن خر خوبه يا گاو ميگه گاو، چرا گاو ميگه آدم نبايد از خودش تعريف كنه ....
-
يه تركه قلكش پرميشه مي ندازه دور
-
يك روز دو نفر ميخواستند از خيابون ردشوندكه يكي از آنها كور وديگري شل بود.ناگهان يك ماشين باسرعت ازكنارآنهاردميشود.مردكور به مردشل ميگه:تودنبال ماشين برو من هم شماره پلاك ماشين رو بر ميدارم.
-
يك روز يه پسر سر به زير به آسمون نگاه ميگرده يه ستاره بهش چشمك ميزنه سرشو پايين ميكنه ميگه×استغفرال..×
داشت نظر یادت میرفت
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


